و اما....
عزیز دلم سلام الان که این مطلب رو می نویسم شما مطابق معمول سرگرم شیطنت هستی و دائم مودمو خاموش میکنی.. و منم در بین خرابکاری های شما تصمیم گرفتم چند خطی برات به یادگار بنویسم... گل پسری در این 1 ماه اخیر که من سخت سرگرم مطالعه برای مصاحبه دکترا بودم زحمت مراقبت از شما به دوش مامانی و بابایی بود و هر روز تا شب می رفتی خونه شون و خوش میگذروندی (که اینجا لازم میدونم بخاطر زحماتشون و توجهشون به شما ازشون تشکر کنم) من برای مصاحبه به دانشگاه های اهواز و زنجان و بیرجند و کرمان و زاهدان معرفی شده بودم که ترجیح دادم فقط به بیرجند و زاهدان برم.. جمعه هفته قبل هم من و شما به همراه مامانی و بابایی و دایی فرامرز(دایی من) ...
نویسنده :
مامان پارسا
21:22








