بدون عنوان
برای تو......... می نویسم از تو و برای تو....... چون میدانم که روزهای رفته و خاطرات دیروز فراموش میشوند و نمیخواهم که فردا از شیرینی دنیای کودکانه ات بی خبر باشی چون دوستت دارم واما روزی این کتاب بزرگ را بدست خودت میسپارم آن روز که صدایت طنین مردانگی دارد و نگاهت بهار جوانی. و این روزها که در آستانه 11 ماهگی قرار داری و دومین پاییز زندگی ات را تجربه میکنی و من به این می اندیشم که چقدر زود گذشت ...... ...
نویسنده :
مامان پارسا
22:18









